يحيى دولت آبادى

153

حيات يحيى ( فارسى )

نموده‌اند و كمال ضديت را با دولت تازه دارد شاه را بر ضد كابينه تحريص مينمايد از طرفى هم اقبال الدوله و وزير مخصوص و وزير همايون كاشانى كه هريك خود را لايق الصداره ميدانند و در اين تغييرات كارى به آنها رجوع نشده بينهايت دلتنگ هستند و از كابينه بدگوئى و براى آن نزد شاه كارشكنى مينمايند هرچه از دست اين اشخاص برنميايد از دست كامرانميرزا برميآيد كه روى دل شاه را از اين كابينه منصرف نمايد و بالاخره شاه وحشت كرده دمى آسايش ندارد شيخ نورى هم با چند نفر از هم لباسهاى خود وقت را غنيمت دانسته جدا مشغول تحريك كردن بر ضد مجلس و كابينه ناصر الملك ميباشند در اين احوال حسين پاشا خان امير بهادر جنگ كه بعد از مرگ مظفر الدينشاه بيكار و خانه‌نشين شده است و چهارصد هزار تومان خود را از دولت طلبكار ميداند و اعتنائى بحرفش نميشده بمحض اينكه جزو امراء بمجلس آمده قسم ياد كرده و داخل جمع گشته به خيال ميافتد بهر وسيله باشد در اينحال اضطراب و وحشت شاه خودى بخلوت انداخته بشاه تقرب بجويد از مساعدت رئيس مجلس و وزير داخله استفاده نمايد امير بهادر كشيكچىباشى شاه مىشود و شاه از او اطمينان حاصل كرده او را وسيلهء حفظ جان خود قرار ميدهد شايد روسها هم در وارد كردن امير بهادر جنگ بحوزه دربار بيدخالت نباشند براى كمك نمودن او به برهمزدن كابينه ناصر الملك اينجا مطلب مهمى كه اتفاق ميافتد و براى گرم كردن بازار فساد و مزيد اميدوارى شاه در ضديت با اساس مشروطه مفيد ميگردد همان اقدام كميسيون ماليه مجلس است بقطع حقوق ارباب حقوق براى تعديل بودجه مملكتى و جبران شش كرور كسر محل چنان كه از پيش شرح داده شد اين اقدام دل جمعى از بزرگان مملكت را از مجلس و مشروطه برگردانيد چه گفته‌اند قطع مرسوم سخت‌تر است از قطع حلقوم اين كار جمعى هواخواه دلشكسته براى مستبدين مهيا نموده آنها را ضميمه دلسوختگان تيول و تسعير ساخته بشاه اميدوارى داد كه بتواند از زير بار مشروطيت خارج گردد شاه بعد از تعيين حقوق سلطنتى چنان كه نوشته شد بىنهايت دلتنگ گشته هرچه سعى نمود چيزى اضافه كنند پذيرفته نشد او هم جمعى از فراش و قاطرچى و غيره